پس از صنعت کتاب، که توسط «آمازون»، فروشنده آنلاین رواج یافت، پس از هتل داری که توسط «ایر بی ان بی» رونق یافت، پس از تاکسی،که تحت تاثیر موفقیت «اوبر» قرارگرفت، گردباد دیجیتالی به وال استریت رسیده است.  امور مالی نیز مانند کتاب، که بین ناشر و خواننده ارتباط برقرار می کند، دراصل چیزی جز واسطه گری بین وام دهنده و وام گیرنده نیست: طعمه ای بسیار جذاب برای موسسات نوپایی که امور مالی و فناوری را با هم می آمیزند.  «فینتک»، تجمیع دو مفهوم، این بلندپروازی را دارد که جایگزین بانک های سنتی شده و از طریق مجموعه ای از پردازنده ها بازار الکترونیک را شکل دهد.  مانند موارد مشابه، وحشت با اشتیاق درهم می آمیزد.  مشاوران به کنشگران کلاسیک همراه با مرگ سریع جهش روند دیجیتال شدن و دور زدن قواعد کنونی را وعده می دهند.  هزاران مقاله با شرح جزئیات تشریح می کنند که چگونه فناوری ای که مبنای پول الکترونیک «بیت کوین» است (۱)، انقلابی در معاملات مالی ایجاد خواهد کرد.   چنان که کارآفرین استرالیایی برت کینگ، نویسنده چندین اثر موفق درمورد این موضوع، هنگام افتتاح برنامه رادیویی خود اعلام می کند فناوری های مالی «همه چیز از روش عملکرد بانک تا مفهوم خود پول را تغییر می دهد».  در انگلستان، گردش مالی این بخش از زمان ورشکستگی بانک برادران لهمن، به طور متوسط سالی ۷۴ درصد افزایش یافته است.  رونقی که بدبینی مصرف کننده نسبت به نظام مالی، آن را تقویت کرده است.   در آغاز، دستاوردهای شگفت انگیز فناوری های نو دربخش مالی نه برمبنای وعده های سود فوری، بلکه در واکنش به ورشکستگی بانک های بزرگ در بحران سال ۲۰۰۸ رخ داد.  به یک معنا، افزایش انفجاری اعتبار بین اشخاص موجب خشم و خشونتی شد که هزاران آمریکایی را به اشغال پارک زوکوتی در نیویورک وا داشت تا نسبت به آزمندی سرمایه داری مالی اعتراض کنند.  درنظراول، هیچ وجه مشترکی بین نخبگان سیلیکون ولی که با ایده تبدیل بغض و کینه نسبت به بانک ها می خواستند ابزار تلفن هوشمند را رواج دهند و هوادارانی که خواستار عدالت اجتماعی و سقوط نهادهای مالی بزرگ بودند، وجود ندارد: جز مخالفت هردو با وال استریت .  این واسطه انگلی درزیر آتش متقاطع دو انتقاد متضاد قراردارد.  درحالی که شرکت های نوپا (استارت آپ) در رویای به چنگ آوردن سودهای گلدمن ساکز با توسل به یک نرم افزار کاربردی هستند (که گلدمن ساکز از خرید آن خشنود خواهد بود)، جنبش «اشغال» علیه صنعتی مبارزه می کند که با تجارت پول ثروتمندتر می شود.
سن سیمون، علیه بیکاره ها

این مخالفت امر بی سابقه ای نیست، در گذشته، شماری از «رادیکال های امور پولی» این کار را به روش کنونی «فینتک» انجام داده و کوشیده اند واسطه های مالی را حذف کنند.  بیشتر سوسیالیست های غیرمارکسیست انتقادهای خود از رقابت و اقتصاد بازار را با اندیشیدن بیشتر درباره گردش و توزیع (به خلاف تولید) دارایی ها انجام می دهند.   سوسیالیسم دربدو ظهور خود در آغاز قرن نوزدهم عمیقا مخالف امور مالی نبود.  به عنوان نمونه، سن سیمون جایگاه بانکداران را در راس یک سلسله مراتب شایسته سالار صنعتی می دانست که می خواهد قدرت را از ثروتمندان «بیکاره»ای بگیرد که به برکت دارایی خود روزگار را به بطالت می گذراندند.  به نظر او: «پول در پیکر اقتصاد، نقش خون در بدن انسان را دارد» (۲).  پیروان متنفذ او خود را با این آموزه تطبیق دادند و حملات خود را روی مالکان و رانت خواران متمرکز نموده و آنها را به مصادره ابزار تولید «کارگران» – طبقه ای که سرمایه داران «فعال» نیز در آن جا داشتند – متهم کردند.  برنامه آنها (مالیات بر ارث، توسعه راه آهن، اشتراکی کردن ابزار تولید)، راهکار ایجاد بانک واحد در انحصار دولت  که بر مبنای نیاز صنعت اعتبار اعطا کند را توصیه می نمود.  با این کاربه بطالت وارثان با مجبور کردن ایشان به سرمایه گذاری پول خود در بانک و در خدمت تولید، پایان داده می شد.  در عرصه نظری، این خواست ها بیانگر مفهومی از پول، در ورای مفهوم جاری و ساده آن به عنوان واحد نگهداری حساب بود (۳): عامل اعتماد و اعتبار، که موجب اتحاد کارگران، که بانکداران مغز متفکر آن بودند، می شد.   با آن که برنامه بانک واحد شکست خورد، موفقیت برادران ژاکوب امیل و ایساک پره ایر، اقتصاد دانان پیرو سن سیمون و ایجاد کنندگان «اعتبار منقول » در امپراتوری دوم، در سال ۱۸۵۲، گویای اهمیتی است که اصلاح گران اجتماعی به رابطه بین مدرن سازی جامعه و بسیج سرمایه در خدمت صنعت می دادند.  به تدریج که ایده های سوسیالیست ها به عبارات گوناگون در فرانسه گسترش یافت، مبارزه علیه سرمایه داران «بیکاره» به نبرد علیه همه سرمایه داران تغییرشکل داد.  اما این رادیکال شدن موجب کنارزده شدن اندیشه درباره پول نشد.   این خواست که پول قراردادی (مانند اسکناس بانکی، که خود دارای ارزش نیست) جای خود را به پول کالایی (مانند طلا، که خود دارای ارزش است و مثل کالا مبادله می شود) در درازای قرن نوزدهم تقویت شد.  پی یر ژوزف پرودون، در رودررویی با بحران مالی ایجاد شده براثر فرار سرمایه ها در سال ۱۸۴۸، درصدد یافتن مکانیسم هایی برآمد که بتواند حاصل کار را به صورت پول جاری درآورد.  او به جریان افتادن برات هایی با پشتوانه کالاهای اعضای دیگر بانک، که بهای آنها به درستی ارزیابی شده بود، را پیشنهاد کرد.  او همچنین پیشنهاد کرد که نرخ بهره کلا کاهش یابد (مانند انواع دیگر مانند بهره مالکانه، اجاره بها و غیره) و طلا و نقره از جریان پولی خارج شوند.  این امر ضرورت ملی کردن «بانک فرانسه» را درپی آورد که به «بانک مردم» تبدیل شد (۴).  این بانک، که مستقل از دولت بود، هیات مدیره ای داشت که اعضای آن توسط یک مجمع عمومی مرکب از همه رشته های تولید و خدمات عمومی برگزیده می شدند.  این هیات مدیره زیرنظر اتاق های بازرگانی و شوراهای شهر کار می کرد.   درخارج از فرانسه هم نظریه های مخالفت آمیزی ظهوریافت، از جمله سوسیالیست های بریتانیایی که از کارآفرین آرمان گرای خود رابرت آون، پدر جنبش تعاونی، الهام گرفته بودند.  اینان که مخالف برقراری طلا به عنوان معیار ارزش پس از جنگ های ناپلئونی بودند، باور داشتند که تنها کار منبع ثروت است و برای نظام مبادله ای مبارزه می کردند که در آن ارزش یک دارایی نشانگر میزان کار انجام شده برای تولید آن باشد.  در ذهن ایشان، این بازتعریف پول می باید امکان می داد که ثروت از دست سرمایه داران به طبقه کارگر انتقال یابد.  جوزیان وارن، آنارشیست آمریکایی که نظر رابرت آون را خیلی محافظه کارانه می دانست، در ایالت سین سیناتی بانک خود را گشود که اسکناس های منتشرشده آن مقدار کار تعیین شده برمبنای ساعت را نشان می داد.   در پایان قرن نوزدهم، ارنست سولوای، صاحب صنعت بلژیکی که با اختراعی درمورد روش تولید سود [بی کربنات سدیم] ثروتمند شده بود، آرمان دیگری در مورد مبادله غیرپولی مطرح کرد: «حذف پول، این ابزار معیوب، و جایگزینی آن با یک مکانیسم ساده نوشتاری قانونی معاملات، که ما آن را «حسابداری اجتماعی» می نامیم(۵)».  برنامه او، که به مجلس بلژیک ارائه شد، خواستار اشتراکی شدن بخش بانکی و نقش مرکزی یافتن حکومت بود و حکومت می بایست برای هرفرد حسابی می گشود که در آن مبلغ دارایی ها و هم زمان با آن بدهی های ناشی از هزینه ها ثبت می شد.  مالیاتی متناسب با ثروت این اقدامات را تکمیل می کرد تا عیب های توزیع ثروت را بپوشاند.  به این ترتیب، شعار «به هرکس بنابر تولید اجتماعی اش» تحقق می یافت.   درآغاز قرن بیستم، سیلویو گزل، مذاکره کننده آلمانی تحول یافته به سوسیالیسم، برتاریخ طولانی نبرد علیه پول به عنوان سلاح انباشت ثروت ناشایست اثر گذاشت.  او ایده یک پول جدید، «پول آزاد» را مطرح کرد که درطول زمان از ارزش آن کاسته می شد (۶).  این پول «ذوب شونده» تابع یک نرخ ثابت ازدست دادن ارزش بود: هرهفته یک هزارم ارزش خود را ازدست می داد که در سال ۵.۲ درصد می شد.  ازاین رو این پول سریع خرج می شد.  به خاطر تجدید مرتب موجودی اسکناس (یک بنگاه تنظیم پول جایگزین بانک مرکزی می شد)، این نظام موجب پائین  آمدن نرخ بهره و در نتیجه درآمد صاحبان سرمایه می گردید.   گزل، که ایده هایش تداوم داشت، همچنین پیش بینی می کرد که منابع طبیعی ملی و مالکیت ملکی خصوصی، که موجب فربهی رانت خواران می شد، ملغی گردد.  جوامعی که از پول آزاد استفاده می کردند، با رهایی از این وزنه سنگین، نه تنها میزان پول درجریان بلکه سیالیت آن را کنترل می نمودند و با این کار از انباشت ثروت جلوگیری می کردند.  این برداشت گزل در ورای مرزهای آلمان بازتاب گسترده ای یافت.  به نظر جان مینیارد کینز، تردیدی وجود نداشت که تاریخ اقتصاد نام گزل را بیش از کارل مارکس ثبت خواهد کرد.  این برداشت الهام بخش شماری از تجربه های محلی در اروپا و ایالات متحده در دوران «رکود بزرگ» شد و سپس به طور ناگهانی توسط دولت ها و بانک های مرکزی از مدار خارج شد.   درحال و هوای کنونی، به دشواری می توان تصور کرد که کارفرمای یک گروه بزرگ صنعتی – به عنوان نمونه، غول صنایع شیمیایی «سولوای» – بتواند درباره بهترین روش تبدیل پول برای تسریع گذر به سوسیالیسم بیاندیشد.  فرهیختگان نیز تغییر کرده اند.  با آن که بانک ها چیزی از قدرت خود در نظام مالی مدرن را ازدست نداده اند، آرمان گرایی «پول آزاد» گزل هرگز ازنظر فنی چنین در دسترس نبوده است.  درواقع، پول های الکترونیکی عملا ابزارهایی نامحدود را برای تغییر مشخصات مطلوب پول عرضه می کند.  شما می خواهید پول جایگزینی ایجاد کنید که درصورت خرج نشدن هرماه یک درصد از ارزش خود را ازدست بدهد؟  این ویژگی را در کد پول خود وارد کنید، این کار انجام می شود.  فزون براین، تکنیک مربوط به پول مجازی، اعتبار خود را از مشارکت همه رایانه های متصل به شبکه به دست می آورد و نه فقط یک مخزن مرکزی داده ها.  این ویژگی تمرکز زدا، واسطه ها را در معاملات حذف می کند و امکان به کار بستن آرمان های پولی تدوین شده توسط پرودون و گزل های امروزی را پدید می آورد.
دیدگاهی روشن از جامعه آینده

رویا پردازان از برداشت ها برای مفهوم پول جایگزین و گردش آن در سطوح خیلی محلی استفاده می کنند.  اما این خیز برداشتن امری حاشیه ای است.  کاربرد رقومی پول و رابطه آن با سرمایه درحد کمی توجه چپ معاصر را برمی انگیزد.  چنین امری به نظر پرودون، سولوای یا گزل غیرواقعی به نظرمی آمد.  این مخالفان پول، نظام هایی برای مبادله، حفظ و تبدیل ارزش به پاداش استعداد و تامین معنادار برابری ارایه کرده بودند.  فناوری اعتباری برای ایشان چیزی جز یک ابزار نبود.  آنها می دانستندکه به تسلیم واداشتن بانک ها و تحمیل مقررات جدید مبادله ارزش ها، ازپیش موجب ایجاد دیدگاهی روشن درمورد جامعه ای که این برنامه درصدد تغییر آن است می شود.   صنعت مالی که درسال ۲۰۰۸ بی اعتبار شد، بی درنگ درصدد راه اندازی قطار سیلیکون ولی شد، در  فناوری های جدید «گسست»ی سرمایه گذاری کرد.  نه فقط برای پرهیز از سرنوشت تاکسی ها، کتاب فروشی ها و هتل ها، بلکه همچنین برای پائین آوردن هزینه ها و زمان انجام معاملات خود.  با آن که کسی از خرید یک موسسه نوپای کالیفرنیایی متخصص در «فینتک» متعجب نمی شود، تصور این دشوار است که «گلدمن  ساکز» خریدار «پول آزاد» یا «بانک مردم»باشد.  نه فقط به خاطر بی علاقگی، بلکه به این خاطر که نه گزل و نه پرودون آرمان گرایی خود را به آن نمی فروختند.  هرچند که جنبش «اشغال وال استریت» عواقب نفرت خود به صنعت امور مالی و طبقه سیاسی وابسته به آن را تحمل کرد با تبدیل شدن به یک حامل برای یک جایگزین اقتصادی و فناوری برای محافل مالی و طبقه سیاسی.   درهرحال، آنچه باقی می ماند، این است که عاقبت دریابیم که عیب های بازتوزیع ثروت ناشی از شیوه گردش یا روش تولید آن است…

 

اندیشکده روابط بین الملل